مدیران برندهای ایرانی! لطفا یک شبِه رَهِ صدساله نروید!

بسیاری از صاحبان برندهای ایرانی که به تازگی با مقوله «برند» و «برندینگ» آشنا شده اند (آنهم از ظن خود!) و گمان می کنند که این امر به تازگی «مُد» شده است و می خواهند از مد عقب نیفتند، همیشه در پی نسخه های آماده و فوری، کپسولها یا آمپولهایی هستند که یک شبه آنها را تبدیل به برندهای معظم بین المللی کند. این مدیران وقتی رفتارهای برندهای بزرگ را می بینند گمان می کنند که باید آنرا الگوی خود قرار دهند و به قول خودشان Benchmarking می کنند، غافل از اینکه در حال مشاهده پوسته و ظاهر زیبا یک تکنولوژی پیچیده هستند که زمان، هزینه، دانش و تجربه بسیار زیادی صرف آن شده است. آنگاه تصمیم می گیرند که بوق را از سر گشادش بزنند…!

حقیقت این است که اجرای مراحل پیشرفته تر برندینگ در حالیکه سطوح ابتدایی و اساسی آن هنوز وجود ندارد، درست مثل این است که به فکر نقش ایوان باشیم، در حالی که: «خانه از پای بست ویران است…!»

درست مثل این است که: برای ثروتمند شدن «رولزرویس» بخریم! یعنی به قول ال ریس جای علت و معلول را فراموش کنیم. ما باید اول ثروتمند شویم بعد بتوانیم رولزرویس بخریم نه اینکه برویم رولزرویس بخریم تا ثروتمند شویم!

درست مثل این است که به جای اجرای فرایند پیچیده و مفصل برندینگ در سازمان خود، ادای «برندینگ» را درآوریم و…

درست مثل گدایی که معتبر شده است!

به اشتراک بگذارید
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •